|
ببخشيد، حوصله توصیف اضافی نداشتم. پس لطف كنيد از «جريان سيال ذهن» خودتون براي خوندن اين متن استفاده كنيد!!! دوباره يك شب زمستاني، برف، شادي، رفتن، پياده روي، تنها، آواز، بلوار، برف، يك پدر و دخترش در حال بازي، انتهاي بلوار، ميدان، دو دختر، تنها، آدم برفي، يك پرايد، دو پسر، توقف دور ميدان، دور زدن، صداي در ماشين، نبودن دو دختر، احساس نفرت، احساس غم (شايد بهتر از بي سرپناهي باشه) بازگشت، آرام، بي صدا، غمگين، برف، چند دختر و پسر در حال بازي، ماشين ها در حال پارك كردن، سرنشينان، پياده، بازي، برف، شادي، دوباره، آواز، دوباره، پياده روي، دوباره، يك شب زمستاني يا يك شب تابستاني يا ...، زندگي، دوباره، تا يك اتفاق، يكباره، ادامه، دوباره ...
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم دی 1384ساعت 15:48  توسط کلاغ سبز
|
|
|