|
سلام. این نامه ایه که من برای بلاگفا فرستادم:
سلام. آقايان يا خانوم هاي محترم مسئول بلاگفا. مخصوصا قسمت تبليغات. چند ماهه يه سري تبليغ در وبلاگ هاي بلاگفا ظاهر ميشه مبني بر دزديدن پسورد ياهو. پيدا كردن شماره تلفن ديگران از طريق مسنجر و چند جور ديگه هك. از جمله اين http://bazarecd.com/hackyahooms.html در مورد شماره 1: قوانين ايران حداقل در كتاب قانون هك كردن رو ( به اسم ها و شكل هاي مختلف) خلاف قانون مي دونه. بنابر اين شما داريد با تبليغ اين موارد به طور غير مستقيم خلاف قانون عمل مي كنيد. آقايان يا خانوم هاي محترم. لطف كنيد يا به تعهد نامه خودتون عمل كنيد يا اين موارد رو ازش حذف كنيد.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385ساعت 19:57  توسط کلاغ سبز
|
شنبه شبكه سه پربيننده ترين شبكه تلويزون ايران. اولين شب آرامش. قصه غمگين و دردسر هايي كه هيچوقت تمام نمي شوند. چهار شنبه راه شب مردي كه تمام زندگي اش فداي مردم است و تمام مردم غك و غصه هاي خود را با اين فرشته در ميان مي گذارند و او هم با دم عيسوي خود با كمي نصيحت و صحبت مشكلات را حل مي كند. هر شب نرگس دختري كه در كار همه دخالت مي كنه و اين اسمش ميشه دلسوزي. دختري كه از فرط خوب بودن تنفرانگيز شده. اين سريال هم تماما غم با غم هايي كه هر شب به داستان اضافه ميشه. تلويزيون تاثير گذار ترين رسانه ايرانه. بقيه شبكه ها هم كم از شبكه سه ندارند. من كه سريالي نمي شناسم كه كمي جنبه طنز داشته باشه.(شبكه تهران رو جزو شبكه ها حساب نكردم چون در واقع استانيه) تماما در مورد قتل و جنايت و جنگ و غم و غصه و گريه و زاري و انفجار و دزدي و آدم ربايي و هواپيما ربايي و هر چي چيز غم انگيز و ناراحت كننده كه تو اين دنيا هست. جالبه تا چندي پيش هر موقع مسنجر باز مي كرديم هزار تا آفلاين خراب مي شد رو سرت كه همش جك بود. بي مزه و با مزه. الان ديگه هيچي. فقط مونده ديگه عصباني شدم. مي خوام خودمو بكشم. امروز يه اتفاق بد برام افتاد. امروز يه صحنه بد ديدم. فردا بيانيه فلان بر ضد فلان صادر ميشه. فلاني مرد. فلاني شهيد شد. فلاني فرار كرد.فلاني دستگير شد. فلان روزنامه رو بستن. فلاني بر ضد فلاني حرف زد... به خدا خسته شدم. چه بر سر ما اومده. به خدا اينكه دوست نداشته باشم اين چيزا رو بشنوم بي خيالي نيست. بي آري نيست. اينا همش نااميدي مياره. من نويي كه مثلا مي خوام يكي ديگه رو از جهل نجات بدم ، كشورمو از دست جاهلان نجات بدم، زندگيمو بهبود بدم، خوشحال باشم و ... نمي تونم. با اين وضع نمي تونم. چون نا اميدم. چون زندگيم شده غم و غصه. چون هدفم شده غم و غصه. دوست ندارم. اين زندگي رو دوست ندارم. شايد برا همينه كه الكي خوشم. هميشه خندانم. شايد براي همينه كه سعي مي كنم تو اكثر نوشته هام يه رگه طنز باشه.(اميدوارم كه بشه اسمشو گذاشت طنز) حداقل يه كم اثرات اين همه غم كم ميشه. براي اينكه شما هم (شايد) يه كمي بخنديد يه جك مي گم كه يه كمي هم چاشني بي ادبي داره!! و از همين الان بگم كه قصد توهين ندارم و از رشتي ها هم معذرت مي خوام اما جكه ديگه كاريش نميشه كرد: " رشتيه با زنش ميرن مكه. يه عربه مياد ميگه : اهلا و سهلا. رشتيه بر مي گرده ميگه: والا من كه نه اما خانومم هم اهلن هم سهلن." هميشه خوش باشيد و خندان.
+ نوشته شده در پنجشنبه نهم شهریور 1385ساعت 0:1  توسط کلاغ سبز
|
|
|